حذف آموزش و تسهیل در صدور مجوزهای نشر در سالهای اخیر صنعت نشر را درگیر نوعی آماتوریسم کرده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی <a href="http://www.tasnimnews.ir" target="blank”><a href="https://www.tasnimnews.ir" target="blank”>خبرگزاری رخداد زاگرس، نگاهی به برخی کانالهای فعال ناشران در پیامرسانهای خارجی و داخلی نشان میدهد که بازار نشر دچار تغییراتی شده است؛ ناشرانی جوان پا به عرصه گذاشتهاند که نه برای ناشران قدیمی و نه برای فعالان فرهنگی شناختهشده نیستند؛ افرادی که خود را ناشر معرفی کرده و مدعی فعالیت با انتشار سالانه هزار عنوان! کتاب هستند، این در حالی است که نه اسمی از نشر آنها و نه اسمی از آثارشان در بازار نشر شنیده میشود. نکته جالب ماجرا، نگاهی است که این افراد به حوزه نشر دارند؛ نگاهی که فرسنگها با نگاه تخصصی و آبرومندانه به نشر فاصله دارد. به نظر میرسد یکی از جدیترین بحرانهای هویتی و ساختاری در صنعت نشر در حال رخ دادن است و ما با نوعی «آماتوریسم» یا غیرحرفهایگری گسترده مواجه هستیم.
بررسیها نشان میدهد صنعت نشر در ایران رفتهرفته از حالت نخبگانی خارج شده و به امری عمومی و در دسترس همه تبدیل شده است؛ در این میان مهمترین علت، تسهیل صدور مجوز نشر از دهه 80 به بعد است. بسیاری از مشکلاتی که امروز صنعت نشر با آن دستبهگریبان است، همین بزرگ شدن سفره نشر در ایران است که موجب شده تا بسیاری برای بهرهکشی از یارانههای این حوزه در دورههای مختلف با کمترین تلاش دانش و تجربه، اقدام به دریافت مجوز کنند.
سالهاست که کارشناسان بر مذمت دسترسی آسان به مجوز نشر سخن گفته و آن را نکوهیدهاند، اما دولتها به جای بررسی موضوع و چارهاندیشی، مسیرها را هموارتر کردهاند.
برای نمونه تا همین چند سال پیش، دوره آموزشی در حوزه نشر توسط اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران برگزار میشد که هر متقاضی دریافت مجوز موظف بود آزمون این دوره را شرکت کرده و در صورت دریافت نمره قابلقبول، موفق به دریافت مجوز میشد، اما در دولت یازدهم این امر برداشته شد.
اخیراً نیز با راهاندازی درگاه ملی مجوزها، مسیر برای دریافت پروانه نشر هموارتر و آسانتر از گذشته شده است؛ بدون اینکه نظارت پیشینی و پسینی وجود داشته باشد.
کارشناسان بر این باورند که نشر در ایران طی سالهای اخیر رفتهرفته از رویکرد حرفهای فاصله گرفته است؛ مهمترین دلیل این موضوع نیز مشکلات اقتصادی و ساختاری حوزه نشر برشمرده میشود.
اگرچه نشر در ایران در دهههای اخیر به سمت تخصصیتر شدن پیش رفته و ما فعالیت ناشران در حوزههای دانشگاهی و علمی، ناشران کودک و نوجوان، ناشران حوزه علوم انسانی و ناشران هنر و معماری را شاهد هستیم، اما این به معنی حرفهایتر شدن فعالیت در این عرصه نیز نیست. چالشهایی مانند گرانی کاغذ، شمارگان پایین کتاب (گاهی 50 تا 200 نسخه)، محدود بودن بازار کتاب و… موجب شده تا بسیاری از ناشران نتوانند ساختارهای کاملاً تخصصی و حرفهای ایجاد کنند.
با این حال پیشرفتهای بسیاری نیز دیده میشود؛ با وجود مشکلات، در سالهای اخیر نشانههایی از تخصصیتر شدن نشر دیده میشود: شکلگیری ناشران کوچک اما تخصصی، افزایش اهمیت ویراستاری، رشد نشر دیجیتال و کتاب صوتی و توجه بیشتر به طراحی و برند ناشر در میان ناشران دیده میشود.
آموزش دیگر جایی دربدنه صنعت نشر ندارد
با وجود همه این پیشرفتها، آنچه امروز مشاهده میشود این است که آموزش دیگر جایی در بدنه صنعت نشر ندارد. وقتی آموزش حذف میشود، در واقع سد ورود به این حرفه برداشته میشود؛ در نتیجه، نشر از یک حرفه تخصصی فرهنگی به یک پروژه اقتصادی صرف تنزل پیدا میکند. هر کسی که بتواند مجوز بگیرد، خود را ناشر میداند، بدون اینکه بداند چگونه باید یک کتاب را منتشر کرد.
در گذشته، برای اینکه کسی «ناشر» شناخته شود، باید دورههایی را میگذراند که او را با الفبای این کار آشنا میکرد؛ الفبایی که شامل حقوق نشر، فنون تولید (آشنایی با کاغذ، صحافی، طراحی، صفحهآرایی و استانداردهای چاپ)، ویرایش و متن (شناخت ساختار متن، اهمیت ویراستاری و نظارت بر ترجمه)، بازاریابی و توزیع بود. در گذشته دور ناشران بهصورت تجربی این دانش را فرا میگرفتند و در سالهای اخیر دورههای آموزشی شرط دریافت مجوز بود.
اما در دولت یازدهم بهیکباره پیششرط گذراندن دوره آموزشی که در اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران برگزار میشد، برداشته شد.
شاید این تصمیم با بهانه تسهیلگری رخ داده باشد، اما در حوزه فرهنگ، این رویکرد خطرناک است، چون «کتاب» با «کالای سوپرمارکتی» متفاوت است.
سیدعباس حسینینیک، رئیس هیئتمدیره انجمن ناشران دانشگاهی در این زمینه به رخداد زاگرس میگوید: راهاندازی درگاه ملی صدور مجوزها هم مزایایی دارد و هم معایبی. تسهیل در صدور مجوز فعالیت یک حسن است؛ افرادی که علاقهمند به فعالیت هستند، پشت سد مجوز نمیمانند، اما عیب آن هم این است که وقتی دسترسی به مجوز آسان شود، مسیر برای کسانی که سوءاستفاده میکنند باز میشود؛ چه در قالب کتابسازی، چه در قالب انتشار کتابها با استفاده از هزینه مولف و چاپ پایاننامههای جعلی و…
وی ادامه میدهد: در این مسیر کسانی مجوز میگیرند که نه قوانین این حوزه را میشناسند و نه آموزشی برای انتشار کتاب بهصورت علمی یا تجربی دیدهاند. وظیفه دولت این است که وقتی مسیر را باز کرد، آموزش را نیز اجرا کند. در دورهای وزارت ارشاد آموزش را بر عهده اتحادیه گذاشته بود و تا آزمون گرفته نمیشد، مجوزی داده نمیشد، اما اکنون آموزش هیچ جایگاهی ندارد؛ در این زمینه چه اتحادیههای تخصصی، چه انجمنها، چه وزارت ارشاد، چه دانشگاه علمی و کاربردی فعالیتی ندارند.
آموزش ضمن خدمت ضرورت نشر است
حسینینیک تصریح میکند: به نظر من نه تنها افرادی که میخواهند مجوز نشر بگیرند، بلکه کسانی که میخواهند تمدید مجوز کنند نیز باید آموزش ضمنخدمت داشته باشند. مسئول مستقیم این موضوع نیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.
حسینینیک با اشاره به مشکلات موجود در صنعت نشر که ناشی از ورود بیرویه ناشران به آن است، میافزاید: همه این مشکلات برای این است که در حوزه نشر سازمان یا تشکیلات مدیریتی وجود ندارد. در حوزههای دیگر از جمله سینما چنین نیست و تشکل حقوقی محکمی وجود دارد. ما در حوزه نشر ساختار و تشکیلاتی نداریم؛ از طرفی اتحادیه صنفی داریم که ساختاری برای مرکز تهران است و مراکز بالای اتوبان صدر و پایین میدان خراسان را شامل نمیشود، چه برسد به شهرستانها. انجمنهای فرهنگی هم بهطور کامل همه را پوشش نمیدهند.
دفتر پیمانکاری گازوپیل با مجوز انتشارات
وی ادامه میدهد: امروز بالغ بر 20 هزار پروانه نشر صادر شده است؛ طبیعتاً اداره کتاب نمیتواند همه این 20 هزار نفر را بشناسد. از این میان تنها 2 هزار پروانه نشر فعالیت دارند؛ 18 هزار پروانه نشر یا غیرفعالاند یا برای بهرهمندی از تعرفههای فرهنگی و حمایتهای این حوزه ایجاد شدهاند. من بهشخصه فردی را میشناسم که به نام فرزندش مجوز نشر گرفته و دفتری که به نام انتشارات ثبت کرده، دفتر پیمانکاری توزیع گازوئیل است. چرا؟ چون هم از معافیت مالیاتی استفاده کند و هم از مزایای کاربری فرهنگی این دفتر.
سفره یارانه نشر را کوچکتر ولی واقعیتر کنیم
حسینینیک در پایان میگوید: به نظر من سفره یارانه نشر را باید جمعتر کرد؛ باید کوچکتر ولی واقعیتر کرد و این راهی جز ایجاد ساختار و تشکیلاتی برای نشر ندارد.
حذف آموزش و تسهیل در صدور مجوزها کتابسازها را پررنگ تر میکند
به نظر میرسد حذف آموزش و تسهیل در صدور مجوزها به ورود بیشتر ناشران کپیکار و کتابساز به این صنعت منجر شود؛ معضلی که یکی از مهمترین پدیدههای مسئلهدار نشر ایران در دهههای اخیر است؛ پدیدهای که هم ریشه اقتصادی دارد و هم ساختاری.
کارشناسان ورود ناشران کپیکار و کتابساز در سالهای اخیر را نتیجه اقتصاد ضعیف نشر، خلأ حقوقی کپیرایت، افزایش بیضابطه ناشران و رقابت فروشمحور دانستهاند. این پدیده یکی از مهمترین موانع حرفهای شدن کامل نشر ایران محسوب میشود.
ابراهیم کریمی، رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران معتقد است که کتابسازان یکی از مهمترین موانع حرفهای شدن نشر در ایران به شمار میروند. کریمی میگوید: ما بارها در اتحادیه خواستار مقابله قانونی وزارت ارشاد و نهادهای قضایی با این گروه از ناشران شدهایم اما راه به جایی نبرده است.
وی با اشاره به حذف دورههای آموزشی پیش از نشر ادامه میدهد: این دورهها که در حقیقت یک آزمون بود، جزو ضوابط نشر بود که در دولت قبلی لغو شد و پروانههای نشر پس از آن بدون طی کردن این دوره صادر شد؛ طبیعتاً با زیادتر شدن تعداد ناشران، کیفیت کار کاهش پیدا کرده است.
دورههای آموزشی در اتحادیه ناشران احیا میشود
کریمی با اشاره به رشد قارچگونه کتابسازان در سالهای اخیر میگوید: گاهی دیده میشود که این اتفاق از سر ناآگاهی ناشر نیز رقم میخورد؛ بنابراین اتحادیه بنا به وظیفه صنفی و فرهنگی خود تصمیم گرفته است که دورههای آموزشی را مجدداً احیا کند.
کریمی تصریح کرد: البته این دورهها ربطی به گرفتن مجوز نشر از وزارت فرهنگ ندارد؛ اتحادیه مستقلاً این دورهها را برگزار خواهد کرد، چرا که نیاز به آموزش امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
در پایان بار دیگر باید گفت که نشر امروز شاهد ظهور و بروز نوعی «آماتوریسم» است که آسیبهای جدی به کل بدنه نشر وارد خواهد کرد؛ آسیبهایی نظیر اشباع بازار با کتابهای بیکیفیت؛ کتابهایی که نه ویرایش دارند، نه ترجمه خوب و نه محتوای مفید. تخریب وجهه ناشران حرفهای؛ ناشران قدیمی و کاربلد که برای هر کتاب ماهها زحمت میکشند، در قفسههای کتابخانهها و کتابفروشیها در کنار کتابهای «کتابسازیشده» و بیکیفیت قرار میگیرند. این باعث میشود تمایز بین «کتاب خوب» و «کتاب زرد» برای مخاطب عادی سخت شود. ناشرانِ آموزشندیده، گاهی با انتشار کتابهای بیارزش اما با تیراژ بالا (یا با حمایتهای خاص)، چرخه سالم اقتصادی را که بر اساس «کیفیت و فروش واقعی» است، مختل میکنند.
حذف دورههای آموزشی و باز گذاشتن دروازههای نشر، در ظاهر شاید باعث «تکثر» شده باشد، اما در باطن، منجر به توزیع «آماتوریسم» خواهد شد.
صنعت نشر برای خروج از این وضعیت، نیاز مبرم دارد که دوباره «صلاحیت حرفهای» را تعریف کند. اگر نهادهای ذیربط، استانداردهای حداقلی برای «ناشر بودن» تعریف نکنند، مرز میان یک «ناشر متخصص» و یک «دلالِ چاپ کتاب» کاملاً از بین خواهد رفت و این یعنی مرگ تدریجی استانداردهای فرهنگی در ایران.
انتهای پیام/
دیدگاههای کاربران